مقدمه
چندى پيش دست نوشته اى منسوب به حضرت ولى عصر (عج) در يكى از نشريات * چاپ و به مرحوم عبدالسلام محمدالحر، متولى و عضو هيأت امناى مسجد حضرت سيده نرجس3 شهر جباع لبنان نسبت داده شده كه وى مدعى شده است آن دست خط از آن ولى عصر است به اين دليل كه او آن را به همراه دو عدد شكلات در صندوق دربسته ى مسجد يافته است! از آن جايى كه اين ادعا شبهاتى به بارآورده است؛ متن نامه ى منسوب به امام زمان و ادعانامهى منسوب به مرحوم عبدالسلام محمد الحرّ را به همراه نقد و بررسى آن تقديم مى كنيم:
نامهى عبدالسلام محمد الحر
من عبدالسلام محمد الحرّ هستم كه امور تعمير و نگه دارى مسجد سيده نرجس(س) مادر مولايمان حضرت مهدى منتظر، و نيز مسؤوليت ساختن منزلى را كه وقف اين مسجد و براى عالم دينى آن در شهر جباع مى باشد، بر عهده دارم. من خداوند عزوجل و تمامى ملايكه و پيامبران خدا و جانشينان آنان را _ كه صلوات و رحمت الهى بر آنان باد _ بر گفتار خويش گواه مى گيرم. بر حسب عادت هميشگى در هر سال، در تاريخ 12 محرم 1404 هجرى قمرى صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمك هاى مردمى در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل و عاشورا و مناسبت هاى ديگر دينى مى شود را باز كردم و مشاهده نمودم كه به همراه پول هاى درون صندوق، نامه اى در آن انداخته شده كه روى آن دو عدد شكلات تقريباً بزرگ قرار دارد در حالى كه همه مى دانيم اين شكلات ها هر قدر كوچك باشند، ممكن نيست از روزنه ى باريك صندوق به درون آن وارد شده باشند.
ترجمهى نامهى منسوب به حضرت ولى عصر (عج)
«من مهدى منتظر هستم. در مسجد شما نماز را برپاداشتم. و از آن چه شما خورديد من هم خوردم. و براى شما دعا نمودم. پس شما هم براى فرج من دعا كنيد».
نقد و بررسي؛
اين نوشته نكات ابهام آميز و شك برانگيزى دارد و اصولاً اگر اين گونه روش ها معمول شود، زمينه براى افراد فرصت طلب فراهم مى شود تا افراد ساده دل و زودباور را تحت تأثير خود قرار داده از آن ها سوء استفاده كنند، چنان كه نمونه هاى خسارت بار آن در تاريخ فراوان است.
حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «هر گاه خبرى شنيديد، آن را از روى تدبر و انديشه دريابيد.»(1)
در حديث ديگرى آمده است: «براى دروغگو همين بس است كه هر چه را بشنود (بدون ارزيابى درست) نقل كند.»(2)
اولين نقص آشكار اين نوشته كه خواننده را به شدت دچار شك و ترديد مى كند، فقدان نام مبارك خدا در آغاز آن است. آيا مى توان باور كرد با توجه به آن همه سفارش و تأكيد در منابع دينى در آغاز كردن هر چيزى با نام خدا نامه ى حجت خدا در مسجد خدا به بندگان خدا، بدون ذكر نام خدا باشد؟! تمام سوره هاى قرآن با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز شده است جز سوره ى توبه كه به آن برائت و فاضحه هم مى گويند كه بدون «بسم الله» است و علت آن هم اظهار برائت و بى زارى و اعلام جنگ به مشركان و پيمان شكنان است كه با صفت رحمانيت و رحيميت الهى سازگار نيست.
در روايات متعددى تأكيد بر نام مقدس خداوند در اول هر كارى شده است بنابراين نمى توان پذيرفت كه نامه هاى حضرات معصومين بدون ذكر نام خدا آغاز شده باشد.
دومين اشكال بر اين دست نوشته اين است كه با خطى نازيبا نوشته شده است؛ به طورى كه اگر كسى داراى خط متوسطى باشد و چنين خطى را به او نسبت دهند ناراحت مى شود. آيا امام زمان، خود داراى چنين خطى هستند يا به شخص بدخطى دستور داده اند آن را بنويسد؟! امام رضا (ع) در مرو به عبدالعزيز بن مسلم، طى بيانى نورانى و نسبتاً مفصل، ريز صفات امام را بيان فرمودند كه بخشى از آن چنين است: «... امام مبرا از تمام عيوب است ... عزت مسلمين مى باشد ... يگانه ى روزگارش است به طورى كه (در فضليت ها) كسى به او نزديك نيست و هيچ عالمى معادل او نمى باشد ... تمامى فضيلت ها را بدون كسب و طلب از مفضل وهاب دارد...» (3) .
به يقين، از جمله فضيلت ها داشتن خط نيكو است. بشربن سليمان كه حضرت امام حسن عسگري(ع) او را براى ابتياع حضرت نرجس(س) فرستادند، مى گويد: «حضرت، نامه ى زيبايى با خط رومى نوشتند و...» (4)
روايت از اميرالمؤمنين (ع) است كه مى فرمايند: نامه ى تو رساترين چيزى است كه از سوى تو صحبت مى كند.(5) نامه هم بايد با انشاى خوب و هم با خط خوب نوشته شده باشد. كسى كه فرستاده اى را از جانب خودش مى فرستد؛ سعى مى كند هم فصيح باشد و هم زيباروي.
سومين اشكال اين دست نوشته، ايراد ادبى آن است كه به جاى واژه ى «صلّيتُ» ، «أقمتُ الصّلوة» آمده است.
با مراجعه به مجموعه آيات و روايات به دست مى آيد كه اقامه ى نماز در جايى است كه انسان به نحوى در برپاداشتن نماز تلاش كند و معنايى فراتر از «صلّيتُ» دارد... واژه ى «صلّيتُ» در جايى به كار مى رود كه انسان نماز بخواند. در نامه ى مورد ادعا، امام (ع) حضور ظاهرى نداشته و كسى را در آن مكان امر به نماز خواندن نكرده اند. بنابراين بهتر بلكه صحيح بود ترتيب دهندگان اين تراژدى _ كه «واى بر آن چه نوشته اند و واى از عذاب قيامت كه در انتظارشان است.» (6) _ مى نوشتند: «صلّيتُ».
چهارمين اشكال در اين افسانه ى ساختگي، كشيدن چند خط ساده كج و معوج به عنوان امضاى حضرت است!!!
پنجمين اشكال اين است كه سازندگان اين نوشته براى جا افتادن ترفند خود و قبول كردن ساده دلان، ادعا دارند كه امام (ع)دو عدد شكلات بزرگ روى نامه گذاشته اند تا معجزه اى باشد! و دليلى بر اين كه نامه ى نوشته شده حتماً از سوى خود حضرت است !!!
در روزگارى كه هر از چندگاه كامپيوترهاى بزرگ حاوى مطالب بسيار سرى و نظامى از مكان هاى به شدت حفاظت شده در اروپا و آمريكا دزديده مى شود و اثرى از ربايندگان آن به دست نمى آيد و اشياى گران قيمت و منحصر به فرد از موزه ها و يا كتاب هاى فوق ارزش از مخازن محكم كتابخانه ها دزديده مى شود، چه مشكلى دارد كه درب صندوق نذوراتى در گوشه ى مسجدى باز شود و چنين اقدامى انجام گيرد؟!
اين حركت، زنگ خطرى است كه بايد ما را بيدار كند. آيا اين گونه اعمال براى آزمودن مردم شناسايى ساده لوحان و يا شيفتگان مقام و موقعيت نيست كه در صورت موفقيت، دست به اقدامات بعدى زده شود؟
دشمنان، از طرفى در جسد مرده و گنديده ى بهائيت مى دمند تا بلكه آن را زنده جلوه دهند و از طرفى با چنين خرافاتى عقايد مردم را سست مى كنند.
در پايان تذكر اين نكته لازم است كه ممكن است گفته شود مگر اشكالى دارد كه امام (ع) براى كسى يا گروهى نامه بنويسد؟
مى گوييم در قبول و نشر چنين مسايلى بايد از خبرگان فن كه همان مراجع عظام تقليد هستند كسب نظر كرد و چنين نباشد كه براى آن كه به خيال خود خدمتى به اسلام كرده باشيم، با ترويج خرافات، عقايد حقه ى مردم را سست نماييم.
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين
[برگرفته از پرتو سخن، شماره 276، مورخ 7 / 2 / 84 ، ص 6]
_______________
پى نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 2، ص 161.
2- آثار الصادقين، ج 18، ص 456.
3- عيون اخبار الرضا (ع).
4- بحارالانوار، ج 51، ص 6 .
5- همان، ج 73، ص 50 و ج 75، ص 14.
6- قدافلح المؤمنون ... والذين هم عن اللغو معرضون، مؤمنون آيات 1و2.
* - درباره نشريه مذكور و خط فكرى آن در آينده سخن خواهم گفت