عصر ظهور

... اندکى صبر سحر نزدیک است

خدا كند كه بيايى
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٦ 

نسيم صبح سعادت، خدا كند كه بيايى
رسيده شب به نهايت، خدا كند كه بيايى
جهان ز دود ستم شد سياه در بر چشمم
فروغ صبح سعادت، خدا كند كه بيايى
در اين كوير خطرزا كه نيست راه گريزي
دليل راه هدايت، خدا كند كه بيايى
سموم باد خزاني گرفته گلشن دين را
بهار باغ ولايت، خدا كند كه بيايى
رسيده جان به لب از انتظار طولاني
تسلي دل امت، خدا كند كه بيايى
به شيعيان تو دنيا شده است همچو جهنم
شميم روضه‌ي جنّت، خدا كند كه بيايى
هزار جمعه به يادت، چه ندبه‌ها كه نكردم
تو اي تجلّي رحمت، خدا كند كه بيايى
نشسته‌اند گروهي به آرزوي نگاهي
سحاب جود و كرامت، خدا كند كه بيايى
تو اصل صوم و صلاتي، تو مايه‌ي بركاتي
تويي خلاصه‌ي خلقت، خدا كند كه بيايى
امام حاضر و غايب، تو سيدي و تو صاحب
تويي نتيجه‌ي عصمت، خدا كند كه بيايى
به شيعيان تو پناهي، به ذات حق تو گواهي
به حق حق تويي حجت، خدا كند كه بيايى
به يادت اي گل نرگس، چه شعرها كه سرودم
ز روي عشق و محبت، خدا كند كه بيايى
شب ولادتت اي گل،‌ كند ثناي تو «خسرو»
ز پشت پرده‌ي غيبت، خدا كند كه بيايى

شاعر: مرحوم سيدمحمد خسرو نژاد

در انتظار آفتاب


کلمات کلیدی:
 
عدالت تعطيل است، تا اطلاع ثانوى
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٢ 

  عليرضا قزوه

نه، ديگر ساعت ديپلماسي كار نمي كند
و سازمان ملل سوخته ست
مثل يك باتري قلمي!
حتي من فكر مي كنم
كه از اهالي كوفه ست
اين كوفي عنان
و فكر مي كنم كه يزيد
كسي بوده شبيه پادشاه فلان ...
بولتون يك ناقص الخلقه ست
از تركيب بول
با نطفه شپش!
در آزمايشگاه سياست
و رايس
شعبده بازي ست
ديروز برج هاي دوقلو زاييد
بروج مشيده
بروج شيادي!
دنيا ميدان شعبده نيست
كه اين چنين بساط تان را پهن كرده ايد
در ساحل مديترانه
بازيگران سيرك سياست
آقاي ساس و خانم رايس
خانم ايدز و آقاي توني بلر
دو جنسي جنون گاوي و بوش
بساط تان را جمع كنيد از بيروت و صور و قانا
دروازه سيرك را باز كردند
تمساح و گاو و گاوچران
سوار وزغ شدند و
به صحنه آمدند
زمين اگر بر شاخ گاو نگردد هم
اين سازمان ملل حتما
بر شاخ گاو بنا شده ست!
نگاه كن!
در عروسك بچه ها
جاسوس پنهان شده ست
در توپ هاي بازي بچه ها جاسوس
و در درختي
كه بچه ها تاب بسته اند در قانا
جاسوس
تمام شان دنبال كودكي نصرالله اند
تمام نيل،
تمام مديترانه
پر از صندوق هاي حادثه است
و چشم مردم دنيا
به موج هاي مديترانه است
ميدان شعبده بازي گسترده اند
نگاه كن!
از عقال حاكمان عرب
جاسوس و عروسكي زشت بيرون آمد
عروسك زشت
شليك مي كند به بچه هاي قانا
دو حاكم عرب در نفسش مي دمند و
صحنه پر از جاسوس مي شود
دو حاكم كه از پا نفس مي كشند و
با عقال شان فكر مي كنند
تمام شعبده بازان در صحنه اند
شوراي امنيت
بادمجان مي كارد در قانا
هلو مي چيند از چوب خشك هلوكاست
عروسك زشت
دو حاكم را
بدل به دو بوزينه كرده است
عروسك زشت
در زهدانش بمب اتم پنهان است
و موشك ليزري
هواپيماهاي جنگنده را شير مي دهد
نگاه كن!
عدالت تعطيل است ، تا اطلاع ثانوي!

عقرب شده ست سازمان ملل
و بچه هاي قانا را عقرب زده ست
افتاده اند در صحنه و تكان نمي خورند
حالا عروسك زشت
عقال حاكمان عرب را
بر سر گذاشته است و مي خندند ،
عقرب هاي سازمان ملل.
و نعش بچه هاي قانا را
مي زنند به گوساله هاي مرده
و عنقريب خواهد مرد
گوساله بزرگ تل آويو!
قانا يا هولوكاست؟
فرشته يا غول؟
سواران ذوالجناح
يا دزدان درياي كارائيب؟!
بازي تمام خواهد شد
در طوفان اذا وقعت الواقعه ...
موسي ،
ميدان شعبده بازان را جارو خواهد كرد
و " قدس ،
پايتخت آسمان و زمين خواهد شد!*"


* اين سخن شاعرانه از سيد حسن نصرالله است.


کلمات کلیدی:
 
پخش مستقيم شبکه المنار
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢۱ 

پخش مستقيم شبکه المنار وابسته به حزب الله لبنان


کلمات کلیدی:
 
تنها تو مانده‌اى نصرالله!
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٧ 

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!
وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!
جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي
اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!
تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند

شاعر: عليرضا قزوه


کلمات کلیدی:
 
آيا وقت ظهور حضرت نزديك است؟
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٥ 

جناب آقاى زاهدى نقل نموده اند: حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمد باقر ملبوبى صاحب كتاب « الوقايع و الحوادث» خوابى را كه خود از مرحوم آيت الله سيد محمد هاشمى گلپايگانى شنيده اند طبق درخواست نويسنده چنين مرقوم فرموده اند:
حجة الاسلام مرحوم سيد محمد گلپايگانى فرزند آيت الله سيد جمال گلپايگانى فرمودك پس از فوت مرحوم پدرم، شبى در خواب ديدم حضورشان مشرف شدم و ايشان در اطاق مفروش به زيلو و فاقد اثاث نشسته اند. گفتم: پدر! اگر خبرى نيست ما هم به دنبال كارمان برويم؟
وضع طلبگى در گذشته و حال، همين است كه به چشم مى خورد.
فرمود: پسر، حرف مزن! هم اكنون ولى امر تشريف مى آورند. آنگاه پدرم از جا برخاست. متوجه شدم محبوب كل عالم، حضرت ولى عصر عليه السلام تشريف آوردند.
پس از عرض سلام و جواب حضرت، قبل از اين كه من حرفى بزنم، حضرت فرمودند: سيد محمد! مقام پدرت اين حجره محقر نيست، بلكه مقامش آن جاست. به محل مورد اشارهُ دست حضرت نگاه كردم، قصرى با شكوه و ساختمانى با عظمت – كه يدرك و لايوصف است – ديدم خوشحال گرديدم.
عرض كردم: يابن رسول الله! آيا وقت ظهور مبارك رسيده است تا ديدگان همه به جمال و حضورت روشن شود؟
فرمود: « لم تبق من العلامات الا المتحويات و ربما اوقعت فى مدة قليلة، فعليكم بدعاء الفرج؛ يعنى از علائم ظهور فقط علامات حتمى مانده است و شايد آن ها نيز در مدتى كوتاه به وقوع بپيوندند، پس بر شما باد كه براى فرج دعا كنيد.»

منبع: سايت مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج)


کلمات کلیدی:
 
سيماى كلى دوران ظهور
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٢ 

با آنكه قرآن كريم معجزه جاويد پيامبر اسلام (ص ) است و در هر زمان و نسلى تازگى دارد....با اين وصف از جمله معجزه هاى هميشه تازه وى خبرهايى است كه توسط آن حضرت از آينده زندگى انسانها و خط سير اسلام ، تا فرا رسيدن زمان بازگشت اسلام (موعود) بيان شده است عصرى كه خداوند دين خود را برتمام اديان و مكاتب جهان برخلاف خواست مشركان و كافران پيروز مى گرداند.
و اين عصر ظهور اسلام كه موضوع اين كتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدى (ع ) است و هيچ تفاوتى بين اين دو، در صدها روايت بشارت دهنده پيامبر (ص ) و رواياتى كه از طريق صحابه و تابعين و نويسندگان صحاح و مجموعه هاى روايتى كه درباره اين دو عصر رسيده وجود ندارد، با آنكه اختلاف روش داشته اند. و اگر روايات امامان اهل بيت (ع ) را بر آنها بيفزائيم بيش از يكهزار روايت مى شود، اگر چه ائمه (ع ) همواره احاديث خود را به پيامبر (ص ) نسبت نداده اند، لكن بارها تاءكيد فرموده اند كه آنچه بيان نموده اند از پدران پاك و از جد بزرگوارشان پيامبر اكرم (ص ) مى باشد.
سيمائى را كه اين روايات از اوضاع جهان در زمان ظهور ترسيم مى كند به ويژه از منطقه ظهور آن حضرت . مانند: يمن ، حجاز، ايران ، عراق ، شام ، فلسطين ، مصر و مغرب (مراكش )....سيمائى است كامل كه بسيارى از حوادث بزرگ و كوچك و نامهاى اشخاص و اماكن را در برمى گيرد.
كوشيده ام اين روايات را از ميان احاديث فراوان ، استخراج نموده و برگزينم و تا حد ممكن به شكلى واضح و پيوسته و دقيق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم .
در اين بخش ، قبل از پرداختن به مشروح آن روايات ، خلاصه اى از آنها را عرضه مى دارم تا سيمائى كلى از عصر ظهور باشد.
روايات شريفه حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (ارواحنا فداه ) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگيهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد...
و طبق بيان روايات ، در سطح جهانى نبردى سخت بين روميان (غربيها) و بين تركان و يا هواداران آنها كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آيد، تا جائيكه به جنگ جهانى منجر مى گردد.
اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى عليه السلام در ايران و يمن تشكيل خواهد شد...كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تاءسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سرانجام در آن پيروز مى گردند.
و اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت ، با عنوان سيد خراسانى ، رهبر سياسى و شعيب بن صالح ، رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن ، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفاء خواهند نمود.
اما ياران يمنى وى ، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز بوجود مى آيد همكارى مى نمايند. علت بوجود آمدن اين خلاء سياسى حجاز اين است كه شاه نابخردى از خاندان فلان ! كه آخرين پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و بر سر جانشينى او اختلاف بوجود مى آيد به گونه اى كه اين اختلاف تا ظهور مهدى (ع ) ادامه خواهد يافت .
آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابوبصير مى گويد: پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.
و اين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود.
از جمله نشانه هاى ظهور، حادثه اى است كه بين دو حرم (مكه و مدينه ) رخ مى دهد.
عرض كردم : چه حادثه اى اتفاق مى افتد؟ فرمود: تعصب قبيله اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان ! پانزده تن از سران و شخصيتهاى قبيله مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد.
...

* * * * *

آنچه در بالا آمد از مقدمه ترجمه کتاب «عصر ظهور» تأليف آقاى على كورانى عاملى گرفته شده است و توصيه مى‌شود حتماً اين كتاب را مطالعه فرماييد.

 البته در جلسه‌اى از ايشان شنيدم كه مى‌گفت: نظرم نسبت به برخى از تحليلهاى كتاب عوض شده و اگر فرصتى داشته باشم، حتماً بازنگرى خواهم كرد.

و ظاهراً دو سال قبل اين بازنگرى را در نسخه اصلى كتاب ـ كه به عربى است ـ انجام داده‌اند، اما بعيد مى‌دانم تا كنون ترجمه شده باشد.


کلمات کلیدی:
 
يعنى كه سر من به فداى قدم تو
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٠ 

آيت الله اراكى رحمةالله عليه مى‏گفت:
جمعه شبى در حرم مطهر امام رضا عليه‏السلام بيتوته كرده بودم. بعد از نماز صبح به حضرت التماس كردم كه يكى از اولياى خودت را به من معرفى كن! به منزل آمدم و خوابيدم. در خواب، يكى به من گفت: پاشو كه يكى از اولياى الهى مى‏آيد! بيدار كه شدم ديدم خانم سماور را روشن كرده است.
گفتم: حالا كه زود است و وقت چاى نيست!
گفت: در خواب به من گفته شد: پاشو! سماور را روشن كن، يكى از اولياى الهى مى‏آيد!
در اين حال بودم كه كسى در زد؛ وقتى در را گشودم، ديدم آيةالله ميلانى است.

***

آيةالله سيد محمدهادى ميلانى (متوفى 1354ش.) يكى از مراجع تقليد شيعه در عصر اخير است كه در شهر مشهد مقدس سكونت داشت. وى نسبت به اهل‏بيت عصمت و طهار عليهم‏السلام ارادت و احترامى ويژه داشت و اين روحيه در تمام حالات او نمايان بود؛ به خصوص در هنگام تشرف به حرم آقا على بن موسى الرضاعليه‏السلام.

***

آيةالله ميلانى در نامه‏اى به يكى از نوادگان خويش مى‏نويسد:
«عمده راه استكمال فضيلت، چهار چيز است: معارف؛ تقوى؛ فقه و اصول آن و مكارم اخلاق كه اجتماع اين چهار ركن، بسى مهم است و هو المستعان سبحانه و تعالى. دعا كردن و توسّل به مقام ولايت نمودن و توجه مبارك حضرت ولى عصر ارواحنا فداه را درخواست نمودن، وسيله بزرگى است كه به اين اركان اربعه نائل شويد؛ ان شاء الله تعالى.

***

مرحوم ميلانى، ذوقى لطيف داشت؛ نوشته‏اند:
بالاى سر ايشان تابلويى به چشم مى‏خورد كه نام حضرت ولى عصر ارواحنا فداه بر آن نقش بسته، زير آن چنين آمده بود:

بالاى سرم، نام تو را نقش نمودم          يعنى كه سر من به فداى قدم تو

کلمات کلیدی:
 
غم فاطمه سلام الله عليها
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٠ 

مدينه غمگنانه لحظات سنگين خويش را سپرى مى كرد، غم سنگينى سينه شهر رسول اللَّه را مى‌فشرد.
لحظه ها مى‌رفتند تا مدينه بماند. بدون رسول اللَّه زمين و آسمان چشم به خانه پيغمبر دوخته بودند.
صداى گريه زهرا سلام اللَّه عليها شدت گرفت، پيامبر سرشان را به طرف حضرت زهرا بالا برد و فرمود: عزيز دلم، فاطمه جان! چرا گريه مى كنى؟
- از ضايعه اى كه بعد از شماست مى‌ترسم.
- عزيزم! آيا نمى‌دانى خداوند كاملاً بر احوال زمين آگاه است و در يك نظر پدرت را به رسالت مبعوث نمود. و بر اساس همان آگاهى در نظر بعد شوهرت را برگزيد و به من وحى كرد تو را به نكاح او درآورم.
آنگاه چشمان كم رمقش را به تيرك هاى چوبى سقف اتاق دوخت.
- فاطمه جان! خداوند به ما اهل بيت هفت خصلت عطا نموده است كه به كسى قبل از ما عطا نشده، و پس از ما نيز به كسى عطا نخواهد شد.
اول آنكه من، خاتم پيامبران، برترين ايشان و محبوب ترين مخلوق در نزد خدا هستم و پدر توام.
دوم آنكه جانشين من، بهترين جانشينان و محبوب ترين ايشان نزد خدا و او شوهر توست.
سوم آنكه شهيد ما، بهترين شهدا و محبوب ترين آنها نزد خداست و او حمزه، عموى پدر و عموى شوهر توست.
چهارم از ماست آنكه دوبال دارد و هرگاه بخواهد با آن در بهشت با ملائكه پرواز مى كند و او پسر عموى پدر و برادر شوهر توست.
پنجم و ششم، دو نوه پيامبر اين امت فرزندان تو هستند، حسن وحسين كه آقاى جوانان بهشتند و قسم به خدا! پدرشان از هردو آنها نيكوتر است.
هفتم:
فاطمه جان! قسم به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت مهدى اين امت فرزندان آن دو (حسن و حسين، عليهماالسلام) است. هنگامى كه دنيا را هرج و مرج فرا گيرد آشوب ها پديدار گردند؛ راه ها بسته شده و گروهى، گروه ديگر را غارت مى كند، بزرگان به كودكان رحم نمى نمايند و كوچكترها حرمت بزرگان را رعايت نمى كنند، در اين هنگام خداوند از نسل (حسن و حسين، عليهماالسلام) كسى را برمى انگيزد كه قلعه هاى گمراهى و دلهاى قفل زده را مى گشايد و اساس دين را در آخرالزمان استوار مى كند. چنانچه من در دوره رسالت آن را استوار نمودم و زمين را پس از آنكه از ظلم و جور انباشته شده باشد پر از عدل و داد مى كند.
فاطمه جان! اندوهگين مباش و گريه مكن، همانا خداوند عزوجل از من نسبت به تو مهربان‌تر و رئوف‌تر است و اين به خاطر جايگاه تو نزد من و مهر توست در قلب من. خداوند ترا به مردى تزويج نمود كه از جهت خاندان بزرگترين مردم، و از جهت بزرگوارى و مقام برترين ايشان و مهربانترين آنان نسبت به مردم، عادل ترين آنها در مساوات و بيناترين در رويدادها و مسائل است و من از خدا خواسته‌ام كه تو اولين كسى باشى از اهل بيتم كه به من ملحق خواهد شد.
در اين هنگام آثار سرور و شادى در چهره حضرت زهرا، سلام اللَّه عليها، نمايان شد...

منبع: ماهنامه موعود شماره ۲۷

* * * * *
و چند صباحی پس از آن صديقه طاهره (سلام الله عليها) علی را نه امتی را سوگوار دائمی نمود و با مظلوميت اين دنيای پر مکر و حيله رها کرد و رفت ...

به اميد ظهور منتقم آل محمد (ص) مهدی فاطمه ...


کلمات کلیدی:
 
آيا اهل سنت به حضرت مهدى (عج) اعتقاد دارند؟
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٦ 

اعتقاد اهل سنت به حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشريف) نيز مانند شيعيان است و آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه(س) مى‏دانند. در «سنن ابى داود» - كه از كتاب‏هاى مهم اهل سنت است - در «باب ماجا فى المهدى» حديث شماره 3735 از ام سلمه نقل شده است كه: «سمعت رسول اللَّه(ص) يقول المهدى من عترتى من ولد فاطمه ؛ شنيدم پيامبر(ص) فرمود: مهدى از عترت من، از نسل فاطمه(س) است».. و در حديث شماره 3736 از ابى سعيد خدرى نقل شده است كه: «قال رسول اللَّه (ص) المهدى منى اجلى الجبهه اقنى الانف يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما؛ پيامبر (ص) فرمود: مهدى از من است او فراخ پيشانى و... است. زمين را از عدل و داد پر مى‏كند همان‏طور كه ازظلم و جور پر شده است». البته برخی از آنان (که اين نظر را مشهور هم می‌دانند) مى‏پندارند امام زمان (عج) هنوز متولد نشده‏اند و مدتی قبل از ظهورشان متولد می‌شوند. اما تعداد زيادی از علمای مطرحشان در گذشته قائل به اين هستند که حضرت فرزند امام حسن عسکری (ع) می‌باشد.

جهت اطلاع بيشتر به کتاب کم حجم اما پر محتوای اتفاق در مهدی موعود (عج) مراجعه کنيد


کلمات کلیدی:
 
نيمه خرداد
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۳ 

سالگرد ارتحال امام خمينى ره

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر مي‌كنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم. و از خداي رحمان و رحيم مي‌خواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد. و از ملت اميدوارم كه عذرم را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت و تصميم اراده به پيش روند و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار در سدّ آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و الله نگهدار اين ملت و مظلومان جهان است.   

فراز پايانى وصيتنامه حضرت امام خمينى ره
 
 

کلمات کلیدی:
 
انتظار
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۱ 


کلمات کلیدی:
 
خدا كند كه بيايى
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۱ 

رهاى ناى نيستان خدا كند كه بيايى                                       
ضمير روشن باران خدا كند كه بيايى
بلوغ قدر سپيدى بلوغ سبز رهايى                                        
معاد درويش انسان خدا كند كه بيايى
به انهدام سياهى به انهدام جهالت                                           
سفير ناشر قرآن خدا كند كه بيايى
نماز خالص عشقي، رجاء منتظرانى                                     
زلال چشمه ايمان خدا كند كه بيايى
تو شهر سبز صيامى طلوع نظم سلامى                                 
هلا تو رمز بهاران خدا كند كه بيايى
غبار رنج زمين را، فضاى تلخ زمان را                                 
بهار صبح تو درمان خدا كند كه بيايى

عزيزالله زيادى


کلمات کلیدی:
 
خاطرات خرمشهر
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٦ 

من مايلم اين‌جا يادى از «محمّد جهان‌آرا» شهيد عزيزِ خرمشهر و شهدايى كه در خرمشهرِ مظلوم آن‌طور مقاومت كردند بكنم. آن‌روزها بنده در اهواز از نزديك شاهد قضايا بودم ...

ويژه نامه سايت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبرى درباره خرمشهر

تصاويرى از خرمشهر

چند كتاب در مورد خرمشهر

 


کلمات کلیدی:
 
بررسى نامه‌ى منسوب به امام زمان (عج)
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٤ 

مقدمه
چندى پيش دست نوشته اى منسوب به حضرت ولى عصر (عج) در يكى از نشريات * چاپ و به مرحوم عبدالسلام محمدالحر، متولى و عضو هيأت امناى مسجد حضرت سيده نرجس3 شهر جباع لبنان نسبت داده شده كه وى مدعى شده است آن دست خط از آن ولى عصر است به اين دليل كه او آن را به همراه دو عدد شكلات در صندوق دربسته ى مسجد يافته است! از آن جايى كه اين ادعا شبهاتى به بارآورده است؛ متن نامه ى منسوب به امام زمان و ادعانامه‌ى منسوب به مرحوم عبدالسلام محمد الحرّ را به همراه نقد و بررسى آن تقديم مى كنيم:

نامه‌ى عبدالسلام محمد الحر
من عبدالسلام محمد الحرّ هستم كه امور تعمير و نگه دارى مسجد سيده نرجس(س) مادر مولايمان حضرت مهدى منتظر، و نيز مسؤوليت ساختن منزلى را كه وقف اين مسجد و براى عالم دينى آن در شهر جباع مى باشد، بر عهده دارم. من خداوند عزوجل و تمامى ملايكه و پيامبران خدا و جانشينان آنان را _ كه صلوات و رحمت الهى بر آنان باد _ بر گفتار خويش گواه مى گيرم. بر حسب عادت هميشگى در هر سال، در تاريخ 12 محرم 1404 هجرى قمرى صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمك هاى مردمى در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل و عاشورا و مناسبت هاى ديگر دينى مى شود را باز كردم و مشاهده نمودم كه به همراه پول هاى درون صندوق، نامه اى در آن انداخته شده كه روى آن دو عدد شكلات تقريباً بزرگ قرار دارد در حالى كه همه مى دانيم اين شكلات ها هر قدر كوچك باشند، ممكن نيست از روزنه ى باريك صندوق به درون آن وارد شده باشند.

ترجمه‌ى نامه‌ى منسوب به حضرت ولى عصر (عج)
«من مهدى منتظر هستم. در مسجد شما نماز را برپاداشتم. و از آن چه شما خورديد من هم خوردم. و براى شما دعا نمودم. پس شما هم براى فرج من دعا كنيد».

نقد و بررسي؛
اين نوشته نكات ابهام  آميز و شك برانگيزى دارد و اصولاً اگر اين گونه روش ها معمول شود، زمينه براى افراد فرصت طلب فراهم مى شود تا افراد ساده دل و زودباور را تحت تأثير خود قرار داده از آن ها سوء استفاده  كنند، چنان كه نمونه هاى خسارت بار آن در تاريخ فراوان است.
حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «هر گاه خبرى شنيديد، آن را از روى تدبر و انديشه دريابيد.»(1)
در حديث ديگرى آمده است: «براى دروغگو همين بس است كه هر چه را بشنود (بدون ارزيابى درست) نقل كند.»(2)

اولين نقص آشكار اين نوشته كه خواننده را به شدت دچار شك و ترديد مى كند، فقدان نام مبارك خدا در آغاز آن است. آيا مى توان باور كرد با توجه به آن همه سفارش و تأكيد در منابع دينى در آغاز كردن هر چيزى با نام خدا نامه ى حجت خدا در مسجد خدا به بندگان خدا، بدون ذكر نام خدا باشد؟! تمام سوره هاى قرآن با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز شده است جز سوره ى توبه كه به آن برائت و فاضحه هم مى گويند كه بدون «بسم الله» است و علت آن هم اظهار برائت و بى زارى و اعلام جنگ به مشركان و پيمان شكنان است كه با صفت رحمانيت و رحيميت الهى سازگار نيست.
در روايات متعددى تأكيد بر نام مقدس خداوند در اول هر كارى شده است بنابراين نمى توان پذيرفت كه نامه هاى حضرات معصومين بدون ذكر نام خدا آغاز شده باشد.

دومين اشكال بر اين دست نوشته اين است كه با خطى نازيبا نوشته شده است؛ به طورى كه اگر كسى داراى خط متوسطى باشد و چنين خطى را به او نسبت دهند ناراحت مى شود. آيا امام زمان، خود داراى چنين خطى هستند يا به شخص بدخطى دستور داده اند آن را بنويسد؟! امام رضا (ع) در مرو به عبدالعزيز بن مسلم، طى بيانى نورانى و نسبتاً مفصل، ريز صفات امام را بيان فرمودند كه بخشى از آن چنين است: «... امام مبرا از تمام عيوب است ... عزت مسلمين مى باشد ... يگانه ى روزگارش است به طورى كه (در فضليت ها) كسى به او نزديك نيست و هيچ عالمى معادل او نمى باشد ... تمامى فضيلت ها را بدون كسب و طلب از مفضل وهاب دارد...» (3) .
به يقين، از جمله فضيلت ها داشتن خط نيكو است. بشربن سليمان كه حضرت امام حسن عسگري(ع) او را براى ابتياع حضرت نرجس(س) فرستادند، مى گويد: «حضرت، نامه ى زيبايى با خط رومى نوشتند و...» (4)
روايت از اميرالمؤمنين (ع) است كه مى فرمايند: نامه ى تو رساترين چيزى است كه از سوى تو صحبت  مى كند.(5) نامه هم بايد با انشاى خوب و هم با خط خوب نوشته شده باشد. كسى كه فرستاده اى را از جانب خودش مى فرستد؛ سعى مى كند هم فصيح باشد و هم زيباروي.

سومين اشكال اين دست نوشته، ايراد ادبى آن است كه به جاى واژه ى «صلّيتُ» ، «أقمتُ الصّلوة» آمده است.
با مراجعه به مجموعه آيات و روايات به دست مى  آيد كه اقامه ى نماز در جايى است كه انسان به نحوى در برپاداشتن نماز تلاش كند و معنايى فراتر از «صلّيتُ» دارد... واژه ى «صلّيتُ» در جايى به كار مى رود كه انسان نماز بخواند. در نامه ى مورد ادعا، امام (ع) حضور ظاهرى نداشته و كسى را در آن مكان امر به نماز خواندن نكرده اند. بنابراين بهتر بلكه صحيح بود ترتيب دهندگان اين تراژدى _ كه «واى بر آن چه نوشته اند و واى از عذاب قيامت كه در انتظارشان است.» (6) _ مى نوشتند: «صلّيتُ».

چهارمين اشكال در اين افسانه ى ساختگي، كشيدن چند خط ساده كج و معوج به عنوان امضاى حضرت است!!!
پنجمين اشكال اين است كه سازندگان اين نوشته براى جا افتادن ترفند خود و قبول كردن ساده دلان، ادعا دارند كه امام (ع)دو عدد شكلات بزرگ روى نامه گذاشته اند تا معجزه اى باشد! و دليلى بر اين كه نامه ى نوشته شده حتماً از سوى خود حضرت است !!!

در روزگارى كه هر از چندگاه كامپيوترهاى بزرگ حاوى مطالب بسيار سرى و نظامى از مكان هاى به شدت حفا‌ظت شده در اروپا و آمريكا دزديده مى شود و اثرى از ربايندگان آن به دست نمى آيد و اشياى گران قيمت و منحصر به فرد از موزه ها و يا كتاب هاى فوق ارزش از مخازن محكم كتابخانه ها دزديده مى شود، چه مشكلى دارد كه درب صندوق نذوراتى در گوشه ى مسجدى باز شود و چنين اقدامى انجام گيرد؟!
اين حركت، زنگ خطرى است كه بايد ما را بيدار كند. آيا اين گونه اعمال براى آزمودن مردم شناسايى ساده لوحان و يا شيفتگان مقام و موقعيت نيست كه در صورت موفقيت، دست به اقدامات بعدى زده شود؟
دشمنان، از طرفى در جسد مرده و گنديده ى بهائيت مى دمند تا بلكه آن را زنده جلوه دهند و از طرفى با چنين خرافاتى عقايد مردم را سست مى كنند.

در پايان تذكر اين نكته لازم است كه ممكن است گفته شود مگر اشكالى دارد كه امام (ع) براى كسى يا گروهى نامه بنويسد؟
مى گوييم در قبول و نشر چنين مسايلى بايد از خبرگان فن كه همان مراجع عظام تقليد هستند كسب نظر كرد و چنين نباشد كه براى آن كه به خيال خود خدمتى به اسلام كرده  باشيم، با ترويج خرافات، عقايد حقه ى مردم را سست نماييم.
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمين

[برگرفته از پرتو سخن، شماره 276، مورخ 7 / 2 / 84 ، ص 6]

_______________
پى نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 2، ص 161.
2- آثار الصادقين، ج 18، ص 456.
3- عيون اخبار الرضا (ع).
4- بحارالانوار، ج 51، ص 6 .
5- همان، ج 73، ص 50 و ج 75، ص 14.
6- قدافلح المؤمنون ... والذين هم عن اللغو معرضون، مؤمنون آيات 1و2.
* - درباره نشريه مذكور و خط فكرى آن در آينده سخن خواهم گفت


کلمات کلیدی:
 
وظايف منتظران
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳۱ 

در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟

در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:

1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية». «هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»

2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.

3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.

4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.

5 ـ توبه از گناهان

6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.

7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.

8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)

9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)

10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...

11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:

الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،

ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،

ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،

د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،

هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،

و) زيارت آل ياسين.

جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود.


کلمات کلیدی:
 
اعتقاد به مهدويت در ديگر اديان و مذاهب
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳۱ 

آيا اعتقاد به مهدويت و منجى جهانى مخصوص شيعيان است؟

اعتقاد به مهدويت و منجى جهانى اختصاص به شيعه ندارد، همه ى اديان و مذاهب به گونه اى اعتقاد به آن دارند.

در منابع حديثى اهل سنت، روايات در خصوص حضرت مهدى (عليه السلام) فراوان است. تفاوت نظر شيعه و سنى در اين است كه اهل سنت عقيده دارد، مهدى در آخر الزمان متولد خواهد شد، ولى شيعه مى گويد حضرت متولد شده و هم اكنون زنده هستند و در پس پرده ى غيبت مى باشند.

در اديان غير اسلامى مانند زردشتى، يهودى، مسيحى، بودايى، اديان هندى و ... اعتقاد به منجى وجود دارد، و در منابع زردشتى (كتاب زند و كتاب جاماسب نامه)، منابع هندى (كتاب شاكمونى و كتاب ديد)، انجيل، تورات، زبور و ... به مسأله ى منجى جهانى اشاره شده است.

در كتاب «جاماسب نامه» آمده است: «مردى بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردى بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بردين جد خويش بود، با سپاه بسيار، و روى به ايران نهد و آبادانى كند و زمين پر داد كند.»

در انجيل آمده است: «كمرهاى خويش را بسته، چراغ هاى خود را افروخته بداريد، و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خودشان را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت مى كند، تا هر وقت كه آيد و در را بكوبد، بى درنگ براى او باز كنند خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد! پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد به سر انسان مى آيد ...» انجيل لوقا، فصل 12، بند 35 و 36.

تورات مى گويد: «و نهالى از تنه يسّى» بيرون آمده و شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت ... مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد كرد ... گرگ با برّه سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله، و گوساله و شير و پروارى با هم، و طفل كوچك آن ها را خواهند راند ... در تمامى كوه مقدّس من ضررى نخواهند كرد، زيرا جهان از معرفت خدا پر خواهد شد. تورات اشعيانبى، فصل 11، بند 1 ـ 10.

بنابراين اعتقاد به منجى جهانى و اين كه آينده ى جهان روشن است، در اديان غير اسلامى هم وجود دارد، و اختلاف دين اسلام با ديگر اديان در مصداق خارجى و خصوصيات شخصى منجى جهانى و مهدى است.


کلمات کلیدی:
 
حجاب، امنيت فرد و اجتماع
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢۸ 



کلمات کلیدی:
 
جمعه يعنى يك غزل دلواپسى
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢۸ 

شعر زير را از صفحه «دلنوشته» سايت مسجد مقدس جمكران انتخاب كرده‌ام. خوب است سرى به آن صفحه هم بزنيد.

جمعه يعنى گريه هاى بى كسى
جمعه يعنى روح سبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب
جمعه يعنى انتظار آفتاب
جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست
جمعه خود ندبه گر ديدار اوست
جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند
از غم او بيدها مجنون شوند
جمعه يعنى يك كوير بى قرار
از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق
تا فرو شويد غم هجران عشق
جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل
هِق هِق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل
تا فرو شويد غم هجران دل
جمعه يعنى روح سبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب
جمعه يعنى انتظار آفتاب
لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد
عطر ناب گل حضور مى آيد
سبز مردى از قبيله عشق
ساده و سبز و صبور مى آيد.

به اميد ظهورش ان شاء الله


کلمات کلیدی:
 
اى منتظر غمگين مباش قـدرى تحـمل بيشتر
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٢ 

هو العزيز

اى منتظر غمگين مباش قـدرى تحـمل بيشتر
گردى بپا شد در افق گويى سـوارى مى‌رسد

خيلى وقت است كه فرصتِ سر زدن به وبلاگ و روزآمد كردن آن را نيافته‌ام. ولى جنايت دلخراشى كه در سيستان اتفاق افتاد و دوست عزيزمان آقاى شريف لكزايى برادرزاده و دامادشان (مسلم و نعمت الله) به شهادت رسيده و برادرشان رضا هم به اسارت اشرار جنايت پيشه درآمد، مرا واداشت تا يادى از اين شهدا بكنيم.

شعر بالا را كه هر وقت به ذهن انسان خطور مى‌كند اشك در چشمانش حلقه مى‌زند، از كامنتى كه در وبلاگ اين عزيز گذاشته بودند آورده‌ام.

خوش به حال شهداى عزيز، به اميد آزادى اسرا و سلام و صلوات خداوند بر خانواده‌هاى داغدار و صبورشان


کلمات کلیدی:
 
زمزمه انتظار
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱۸ 

هو  العزيز

دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو
سپند وار زكف داده ام عنان بى تو
ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى
پر است سينه ام از اندوه گران بى تو
نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بى تو
لب از حكايت شب هاى تار مى بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو
چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان
نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو
ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم
نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو
عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو
گزارش غم دل را مگر كنم چون امين(2)
جدا از خلق به محراب جمكران بى تو

سروده مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنه اى (مدّ ظله العالى)

 


کلمات کلیدی: